تبليغاتX
نقطه عروج
 
آخرين مطالب


باز دلم هوای شلمچه کرده است
مسیرهای راهیان نور 88 استان یزد
راهیان نور به روایت تصویر
فراخوان خامین شهدا

خاطره عملیات فتح المبین- شهید صیاد شیرازی
و چه كسی می‌داند كه جنگ چیست؟ (نوشته شهید احمد رضا احدی)
تشریح عملیات فتح المبین
شوش
علی ابن مهزیار اهوازی
برای سفر کجا را انتخاب کنیم؟
عملیات ظفر 5
غزه در آتش و خون
دانلود مداحی
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

پخش زنده از حرم امام حسین (ع)
دانلود سرود جمهوری اسلامی(تصویری)
اتل متل یه بابا

اهواز
اتل متل خدایا...
استان خوزستان
آرشيو مطالب
هفته اوّل بهمن 1389
هفته اوّل بهمن 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
پيوندهاي روزانه
پيام نور شهر جديد هشتگرد
سایت دانشگاه پیام نور مهریز
یه فلش کار بسیجی
شبکه فن آوری اطلاعات ایران
شبکه خبر بسیج دانشجویی
فروشگاه اینترنتی کتابهای دانشگاه پیام نور
سایت شهید مطهری
پایگاه اطلاع رسانی دفاع مقدس
نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
بزرگداشت سرداران و23000 شهید
سایت راهیان نور
سایت صبح
سایت حاج محمود کریمی
سایت شهید آوینی
سایت دانشگاههای پیام نور منطقه چهار
سایت مقام معظم رهبری
آرشيو پيوندهاي روزانه
پيوندها
شهدای پایگاه مدنی مهریز-مزویر آباد
نشریه مستقل دانشجویی صبح
ستاد برگزاری راهیان نور
وبلاگ حجاب غیبت
وبلاگ سید محمد رضا حسینی منش
قافله شداء

بیسیم چی | 22:14 - دوشنبه چهارم بهمن 1389
+

برای ثبت نام کلیککنید

بیسیم چی | 14:15 - یکشنبه سوم بهمن 1389
+ |
باز دلم هوای شلمچه کرده است

درد دل يک رزمنده جا مانده از قافله عشق

باز دلم هواي شلمچه کرده است باز از فرسنگها                                 

راه براي بوي عطر خاکريزهايش مستم مي کند .

قصه عشق مارا بايستي با غروب تنهايي دانست . با هواي ابري پائيزان و با مرغي که به ناچار براي نيمه هاي بي احساس قفس نغمه سراي ميکند

ماجراي غم انگيز مارا در محفل شمع و پروانه بايستي شنيد . و در عمق لبخندهاي پيوند خورده با اشک و درد هاي سوزان سينه هاي داغديده

 باز دلم هواي شلمچه کرده است


باز زوزه جانسوز غروبش در گوشم مي پيچد . باور کنيد خودم ديگه خسته شده ام .


همينکه مي آيد نفسي بگيرم با شهر بسازم . همينکه آرام آرام با زندگي روز مره دست اخوت مي دهم نمي دانم چه مي شود که درست هنگام هنگامه آنجا که ميروم تا خط جديد را در بودنم رقم بزنم به سراغم مي آيد .


خدايا چاره اي . درماني . راهي


خودم هم مي دانم که يک بيابان چند خاکريز و يک غروب نمي تواند اين چنين هستي مرا به بازي گيرد .


که بيابان بسيار است و خاکريز مشتي خاک و غروب که همه جا يافت مي شود . و آنچه اين چنين عنان وجودم را در کف دارد ارواحي بلند از خون شهيدان است که از مشتي خاک . شلمچه ساخته است . براي اين است که پس از سالها بعد از جنگ بچه هاي ما رفقاي ما که در گوني هاي کوچک و فشرده شده چهار تکه استخون آنها به شهرها مي رسد .اينها واقعاً عاشورا بپا مي کردند .


براي اين است که دلم تنگ شلمچه کرده است و دارم ديوانه ميشوم . براي اين است که بر خاک شلمچه بوسه مي زنم . تو گوئي که ديواره خاک کعبه را مي بوسم .


قربان آن ستوني که در نيمه هاي شب پيچ و خم خاکريزها را با آرامش حرکت ابر طي ميکرد .

قربان آن اشکي که در پرتو منورهاي عشق با لبخند عقد اخوت مي خواند

قربان آن انگشتي که وقتي بر ماشه بوسه ميزد تمام کاعنات بر انگيخته مي شد

قربان آن نمازي که در سنگر شروع مي شد ودر بهشت به اتمام ميرسيد

قربان آن غروبي که در بيابانهاي شلمچه بوي غربت را همراه مي آورد و در زمين گرم و تفتيده کربلاي جنوب لبهاي خشک رزمندگان را به دعا و نيايش به جنبش در مي آورد .

قربان آن خاکريزي که خاکش با خون پاک شهيدان منزوج مي شد که بوي عطر آن بوي پيراهن يوسف است براي بينائي چشم رزمندگان يعقوب صفت . آري عزيزان اگر تا اين اندازه از شلمچه مي گويم براي اين است که اينجا يعني شهرها حماسه نيست گذشت نيست اينجا ايثار ساده لوحيست اينجا خوبي سبکترين واژه و پاکي در پوچيست اينجا خيانت به رفيق قابوس جاويدان است اينجا محبوب واژه اي گنگ و نا مفهوم است .

خون پيکره حق در طول تاريخ از قلب عاشوراست . و اگر حقيقت را بخواهي هنوز روز عاشورا به شب نرسيده است . کاروان تاريک روان است و ياران عاشورائي با عشق شيدائي . خود را به صحراي کربلا مي رسانند .

راه کاروان عشق از ميان تاريخ مي گذرد و هرکس در هر زمان بدين صلاوت لبيک گويد از ملزمات کربلاست . اري عزيزان به خداوندي خدا ، رزمندگان در آخرين لحظه نيز با ما شوخي مي کردند ، برويد از شلمچه  بپرسيد . وقتي ميگويم رزمنده شما تمام جديت و مردانگي را بگيريد و برايش اندامي بسازيد ، بخدا قسم رزمنده اي در کنجي آرام گرفته بود تا ساعتها نمي فهميديم که او خواب است ويا شهيد گشته . آري عزيزان وقتي نام شهيدي را ميبرم شما کاغذ برداريد هر چه از خوبي مي دانيد بنويسيد و آنگاه چهره معصومش ظاهر مي گردد . اي عزيزان ما هم خواهيم رفت شما مي مانيد و راه شهيدان ، شما را به مظلوميت آن مردي که احساس دلتنگي مي کرد به گوشه اي مي نشست وبه صحراي شلمچه خيره مي شد. آري شلمچه عزيز مي گويم که هنوز تعداد زيادي از شهداي ما را در دل خود دارد . شما را به اشکهاي پاک دختر هشت 8 ساله شهيدي که شبها سجاده پدر سفر کرده اش را در گوشه اي مي گشود و به ياد پدر نماز مي گذاشت . شما را به لبخندهاي مصلحتي شهيد مرتضي جاويدي فرمانده گردان  که بعد از قيچي شدن گردانش براي دلداري رزمنده گان زخمي ، لبخندهايي که حکايت از يک دل سوزان مال ومال از خون داشت . شما را به غيرت نوجوان 15 ساله بسيجي که وقتي رزمندگان آماده حرکت شدند اسم او را قلم زدند گفتن سن شما کم است و اگر مجروح شوي نمي تواني طاقت بياوري ، ولي با اسرار همراه ديکر بچه ها جزء افراد خط شکن شد . وقتي شب حمله ترکش به پاي او اثابت کرد و از زانو قطع شد بخاطر اينکه از درد سرو صدا نکند و روحيه رزمنده ديگر را ضعيف نکند دهان خودش را پر از گل کرد تا صدايش در نيايد . و به همان شکل شهيد شد . شما را به درخشش وجود جوانان رزمنده چو صاعقه بر قلبهاي تاريک دشمنان مي نشاندن و سينه هايشان از رعب و هراس آکنده بوده .و شهيدان بر اين باور بودند که قدم به راهي مي گذاردند که پايان آن را به يقين مي دانستند . اما بقاي دين خود را در گرو ايثار و خون مي گذاشتن و شهادت را در زاعقه خود از عسل شيرينتر مي دانستند . همان طور همه ما ميديديم که شهيد همت در شلمچه مي گفت هميشه اين گونه نيست . اين سفره را جمع مي کنند . تا باز است استفاده کنيد . ولي ما غافل بوديم نفهميديم چه مي گويد

بیسیم چی | 23:10 - شنبه سوم بهمن 1388
+ |
مسیرهای راهیان نور 88 استان یزد
مسیرهای احتمالی امسال کاروانهای راهیان نور استان یزد(سال۸۸)

روز اول:علی ابن مهزیار- اردوگاه شهید عاصی زاده-طلائیه-هویزه-دهلاویه-معراج شعدا-اردوگاه

روز دوم:اروند- موزه -مسجد جامع خرمشهر-شلمچه -اردوگاه-شب خاطره

روز سوم: شوش-فتح المبین-اردوگاه-برنامه اختتامیه

انشاء الله در این وبلاگ به تشریح کامل این مناطق و عملیاتهای مهم خواهیم پرداخت

برای مشاهده توضیح هر قسمت بر روی آن کلیک کنید

****************************************************

۱-باید سفر کرد به ....(دل نوشته)

****************************************************

۲-استان خوزستان                        نقشه خوزستان 

*****************************************************                            

۳-اهواز                                   نقشه اهواز

******************************************************

۴-آرامگاه علی ابن مهزیار اهوازی

******************************************************

۵-شوش

******************************************************

۶-عملیات فتح المبین               نقشه عملیات

******************************************************

حتما بخوانید!!!

۷-و چه كسی می‌داند كه جنگ چیست؟ (نوشته شهید احمد رضا احدی)

*****************************************************

۸- خاطره عملیات فتح المبین -شهید صیاد شیرازی

 

بیسیم چی | 8:56 - پنجشنبه سوم دی 1388
+ |
منوي اصلي
خانه
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

درباره وبلاگ

«زندگي زيباست، اما از شهيد مجيد خياط زاده بازپرس که زندگي چيست؟ اگر قبرستان جايي است که مردگان را در آن به خاک سپرده اند، پس ما قبرستان نشينان عادات روزمره گي ها را کي راهي به معناي زندگي هست؟

اگر مقصد پرواز است، قفس ويران بهتر. پرستويي که مقصد را کوچ مي يابد از ويراني لانه اش نمي هراسد.» (شهيد« سيد مرتضي آويني»-

موضوعات مطالب
عکس
مقاله
دل نوشته
با شهیدان
ویژه ها
راهیان نور
شعر و ادب
مرکز دانلود
پخش زنده از حرم ائمه اطهار
موبایل شهدا
ساير امکانات


طراح قالب